السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
268
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
اشعارى نيكو و سخنى نمكين و دلنشين داشت . من در دمشق با او مصاحبت كردم و برخى از اشعار او را نوشتم . او شيخ و استاد خوبى بود ، وارد بغداد شد و پارهاى از كتابهايش را براى مردم گفت . حافظ آن دوران شيخ عبداللَّه دبيثى احاديث او را نوشت . . . وى در سال 638 وفات كرد . « 1 » اسكندرى داستان ملاقات او را با حضرت خضر پيامبر عليه السلام در ضمن حكاياتى كه براى بقاء حضرت خضر به آنان استشهاد كرده ، آورده است . « 2 » وى سخن گفتنِ ظرفى شيشهاى را با شيخ ابنعربى در حضور جماعتى از مشايخ و بزرگان ذكر كرده است . « 3 » يافعى بعد از آن كه او را به « شيخ طريقت و بحر حقيقت » توصيف كرده ، اين دو قصه را از او آورده است . « 4 » ابنزملكانى او را به « البحر الزاخر فى المعارف الالهيّه » توصيف كرده است . « كفوى » در شرح حال او گويد : او پيشواى قائلين به وحدت وجود است و مردم در حق او دو گروهند . برخى از فقها و علماى ظاهر ايرادهاى زيادى بر او گرفته و او را تكفير كردهاند . برخى از فقها و عالمان باطنگرا و بزرگان صوفيّه ، از او تجليل و تعظيم مىكنند و گفتارش را ستودهاند ، و او را به والايى مقام توصيف كرده و كرامات فراوانى را به او نسبت داده و در فضايل و مناقب و حالات و درجات و مقامات او كتابها نوشتهاند . امام يافعى در تاريخش گويد : شيخ شهابالدّين سهروردى و شيخ محىالدين ابنعربى در يك مجلس با هم ملاقات كردند . وقتى از آنها دربارهى ديگرى پرسيده شد ، ابنعربى دربارهى سهروردى گفت : از فرق سر تا قدمش ، از سنّت پيامبر پر و مالامال بود . سهروردى دربارهى او گفت : او درياى حقايق است . « 5 » ازنيقى نكتهاى از كتاب المحاضرات ( محاضرة الابرار و مسامرة الاخيار )
--> ( 1 ) . ذيل تاريخ بغداد خطّى . ( 2 ) . لطائف المنن : 152 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . الارشاد . ( 5 ) . كتائب اعلام الاخيار - خطّى .